پاپتی

این طبع که من دارم، با عقل نیامیزد...

پاپتی

این طبع که من دارم، با عقل نیامیزد...

پاپتی

پاپتی . [ پ َ ] (ص مرکب ) در تداول عامیانه ،پابرهنه . || یک لاقبا. سخت فقیر و بی چیز.

پیام های کوتاه

  • ۲۶ دی ۹۸ , ۱۵:۳۸
    قاف

بیگانه

يكشنبه, ۱ آبان ۱۴۰۱، ۱۰:۳۷ ب.ظ

یکی از چند رمان بزرگ دنیا
به معرفی انتشارات امیرکبیر
با درخشش ترجمه فاخر جلال آل احمد بر تارک آن.
١١٢ صفحه.
بخش اول داستان شدیدا و مجددا حس استعمال دخانیات و بخش دوم شدیدا و مجددا حس نوشتن با خودنویس را در وجودم زنده کرد!
همین توصیف شاید، شاهدی باشد بر قدرت قلم نویسنده و البته مترجم.
آنچه در این میان برای من جذاب بود، توصیف متوالی دو رمانی که پشت سر هم خوانده ام از اعدام بود.
ابله داستایوفسکی و بیگانه کامو، هر دو مفصل و دقیق به مساله توصیف لحظات اعدام، پرداخته اند.
در ابله نویسنده خود را روبروی مرگ قرار می دهد، سعی می کند مشکل مرگ را برای خود و خوانندگانش حل کند. سعی می کند دغدغه مرگ و هراس آنرا، زایل کند.
کتاب خواناست. مخاطب را با خود همراه می کند. سرفرصت طاعون و سوء تفاهم را هم از این نویسنده، خواهم خواند.
النهایه یک عبارت از کتاب و تمام:
هیچ انسانی به آن اندازه گناهکار نیست که خداوند نتواند او را نبخشد. اما باید توبه و پشیمانی انسان را به صورت طفلی درآورد که لوح ضمیرش صاف و مستعد هرگونه نقشی است.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱/۰۸/۰۱
پا پتی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی